تبليغاتX
دوستداران شهاب حسینی

سبک وقوع در محیط مبهم

سینمای ما - سبک وقوع پس از سبک عراقی (سبک عراقی با سرآمدانی همچون سعدی و حافظ) در سده¬های نهم و دهم در شعر فارسی بروز و ظهور یافت. در این سبک شعری، بیشتر به واقع¬گویی پرداخته می¬شود، بدون توجه ویژه به صنایع لفظی و معنوی، و بدون پیچیدگی¬های زبانی و بیانی. آنچه واقعیت است / قرار است باشد / گمان داریم هست، به گونه ای صریح و با زبانی ساده و بدون ابهام بیان می¬شود. در بارۀ الی، فیلمی است در سبک وقوع. آنچه واقعیت است / آنچه در واقع رخ داده است، بی¬پیرایه به تصویر کشیده میشود و بی پرده به پرده در می¬آید.

... ولی این همۀ ماجرا نیست. در بارۀ الی گر چه به سبک وقوع است، اما چیزی بیش از آن است: در بارۀ الی به سبک وقوع است اما / و در عین حال، در محیطی مبهم. و این یک پارادوکس است. پارادوکسی که فرهادی به خوبی از آن (از بیان آن/ از طرح آن/ از ساخت آن/ از حل آن) بر آمده است.

و اینک تفصیل ماجرا:
قسمت اول: وقوع
بخش اول: شعر سبک وقوع
شعر فارسی دوره¬های چندی را گذرانده است: سبک خراسانی، سبک آذربایجانی، سبک عراقی (که در این سبک، برخلاف جهانِ حسی و ملموس و طبیعت¬گرایانۀ سبک خراسانی و تا اندازه¬ای سبک آذربایجانی، شعر پای در وادی مفاهیم انتزاعی می¬گذارد)، سبک (مکتب) وقوع، سبک (طرز) هندی، سبک (دوران) بازگشت، دوران مشروطه و سبک نو. و البته این سبک¬ها و مکتب¬ها همسنگ و همتراز و هم¬مدت نبوده¬اند.
پس از آن¬که توسط سعدی و حافظ، غزل (که سبک عراقی در آن تبلور یافته بود) به آسمان هفتم برکشیده شد و شاعران دریافتند که با هیچ نردبانی نمی¬توان به چنین اوجی دسترسی پیدا کنند، بر آن شدند تا طرحی نو در شعر به¬طور عام و در غزل به طور خاص در اندازند. چرا که گام نهادن در راهی که سعدی و حافظ آنرا پیموده بودند بسیار سخت بود. سبک وقوع، سبک جانشین بود. به جای پرداختن به تشبیهات و توصیفها و کنایه ها و به جای دست آویزی (توسل) به انواع صنایع ادبی و ظرافت¬های شعری و تخیلات شاعرانه و ترفندهای زبانی، و فارغ از نکات و لطائف عرفانی/حکمی؛ آنچه را که رخ داده است یا میدهد، بدون پیرایه، بیان کنیم. و این شد سبک وقوع.
گفتنی است که گر چه ریشه ها و رگه های سبک وقوع در شعرهای شاعران پیش از آن دوره نیز به چشم می¬خورد، اما وجه اصلی و برتر نبوده است1. برای تبیین مختصر سبک وقوع و مقایسه¬ای کوتاه بین سبک عراقی و سبک وقوع، نمونه¬هایی را از اشعار حافظ و سعدی می¬آوریم تا تمایز بین این دو سبک را در آیینه¬ای از اشعار این دو شاعر باز نماییم.

در غزل زیر از لسان الغیب، صنایع لفظی و معنویِ بسیاری بکاربرده شده است. افزون بر آنها، اشارات و نکات حکمی و عرفانی در سراسر غزل دیده می¬شود که البته همۀ آنها در/ با پیرایه های زبانی و صنایع بیانی ارائه شده اند. این غزل، یک غزل تمام عیار حافظانۀ سبک عراقی است.

پیش ازینت بیش ازین غمخواری عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهرۀ آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سرّ عشق و ذکر حلقۀ عشاق بود
پیش از آن کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود
سایۀ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد
دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود

اکنون غزل زیر را بنگرید که بیانگر حالات انسانی (آن¬گونه که رایج و تقریبا عادی است) میباشد. نوعی درد دل شاعر به زبان ساده و نسبتا بی پیرایه. به تعبیر دیگر: واقع گویی (یا اصطلاحاً: وقوع گویی). یعنی بیان آنچه در واقع / در واقعیت بر شاعر (عاشق) رفته است / می¬رود. این غزل، گر چه از حافظ است ولی بیشتر به سبک وقوع مایل است تا سبک عراقی.

چون شوم خاک رهش، دامن بیفشاند ز من
ور بگویم دل بگردان، رو بگرداند ز من
روی رنگین را به هر کس مینماید همچو گل
ور بگویم باز پوشان، باز پوشاند ز من
چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین
گفت میخواهی مگر تا جوی خون راند ز من؟
او به خونم تشنه و من بر لبش، تا چون شود
کام بستانم ازو یا داد بستاند ز من
گر چو شمعش پیش میرم، بر غمم خندان شود
ور برنجم، خاطر نازک برنجاند ز من
صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم
عشق در هر گوشه ای افسانه ای خواند ز من

دو غزل بالا از خواجۀ شیراز، تفاوت سبک عراقی را با سبک وقوع آشکار میکند. در غزل اول، توجه به نکات و ظرایف عرفانی و حکمی شده (شیوه¬ای که در اشعار حافظ و عطار و مولانا و سنایی و بسیاری دیگر موج میزند) و بسیار از صنایع و ترفندهای لفظی و معنوی استفاده گردیده است. در حالی که غزل دوم، بدون پرداختن به (/ درگیرشدن با) مفاهیم ذهنی و صنایع ادبی، صرفاً یک واقع-گویی است.

و اینک غزلی از افصح المتکلمین. سعدی در این غزل در میانۀ سبک متداول عراقی و سبک وقوع سخن گفته است (در مقایسه با خواجۀ شیراز، ازین نوع غزل در مجموعه غزلیات شیخ شیراز بسیار بیشتر است). سعدی در این غزل درگیر پیچیدگی¬های لفظی و معنایی نمیشود و نیز خواننده را مشغول به نکات و ظرایف حکمی و عرفانی نمیکند (و ازین رو، از سبک متداول عراقی فاصله می-گیرد). از سوی دیگر در عین حال که شعر سرشار است از حالات دلدادگی و شیدایی (و لذا، به سبک وقوع نزدیک می¬شود) اما غزل مملو است از لطایف شعری و ظرافت¬های بیانی (و ازین رو، از سبک وقوع فاصله نیز دارد)2.

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم درین بحر تفکر، تو کجایی

پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینۀ کوچک ننمایی
عشق و درویشی و انگشت¬نمایی و ملامت
همه سهل است، تحمل نکنم بار جدایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سعدی آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
که بدانست که در بند تو خوشتر که رهایی

به ادامۀ بحث باز می¬گردیم و نکات بیشتری را در بارۀ سبک وقوع بیان میکنیم. همان گونه که اشاره شد، سبک وقوع یا مکتب وقوع، شیوه‌ای است در سرودن شعر که مشخصۀ اصلی آن عبارت است از: بیان امور واقع (عادی / متداول) با زبانی ساده و خالی از اغراق‌های شاعرانه و صنایع بدیعی3.

این سبک / مکتب، که از اوایل قرن دهم هجری به وجود آمد، غزل را از صورت تکراری و بی‌روح قرن نهم بیرون آورد و حیات تازه‌ای بدان بخشید. باید اشاره کرد که در قرن نهم غزل بسیار رواج داشت، اما شیوه‌ی شاعران مبتنی بر تقلید و تکرار بود. شاعران از سنت¬های ادبی غزل سرایان بزرگ سبک عراقی مانند سعدی، حافظ و عطار اقتباس و تقلید می‌کردند. شاعران قرن دهم از طرفی ناتوان از فرارفتن از قله¬هایی مانند سعدی و حافظ و از طرفی خسته از سبک عراقی، به اندیشه‌هایی تازه روی آوردند. اینان تشخیص دادند که شعر سبک عراقی از واقعیت دور شده و کاملا جنبه ی ذهنی / تخیلی / انتزاعی یافته است و در زیر بار مفاهیم مختلف حکمی / عرفانی / اسطوره ای در حال فناست. آنها راه جدیدی را در پیش گرفتند که عبارت بود از بیان صریح واقعیت (وقوع گویی). در این زمینه بدعتها و بدایعی هم در پیش گرفتند. برای مثال، میدانیم که محتوای اصلی غزل فارسی عشق و روابط عاشقانه است، و در این روابط معشوق همواره در حال اِعراض و اعتزال (روی گرداندن / دوری گزیدن) از عاشق است. شاعران سبک وقوع بر آن شدند تا این رابطه را دگرگون کنند. اکنون اولا عاشق می‌تواند از معشوق روی بگرداند و ثانیا رابطه‌های عاشق و معشوق باید جنبۀ واقعی بیابد. پس، به طور خلاصه، اساسِ مکتب وقوع این است که بیان روابط بین عاشق و معشوق و حالات آنان مبتنی بر واقعیات باشد4. چنين است كه در شعر سبك وقوع، کشش و جاذبۀ شعري (البته بدون پیچیدگی و اغراق)، جذابیت (بدون ترفندهای زباني) و ارتباط با مخاطب (بدون اطالۀ کلام / ...) میسر می گردد.

از شاعران این سبک که در تذکره‏ها با عنوان شاعران وقوعی نام برده می‏شوند، کسانی همچون بابافغانی، وحشی بافقی، اهلی شیرازی و هلالی جغتایی از بقیه معروفتر هستند. یکی از معروف ترین اشعار سبک وقوع، ترکیب بند وحشی بافقی است. سه بند نخستین از این ترکیب بند چنین است:


دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصۀ‌ بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این قصۀ جانسوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این سوز نهفتن تا کی؟
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
دل و دین باخته، دیوانۀ رویی بودیم
بستۀ سلسلۀ سلسله¬مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار ازین جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم

در بالا گفتیم که هلالی جغتایی نیز یکی از نامآوران سبک وقوع است. تک بیت های بسیاری از میان غزل های او می¬توان انتخاب کرد که گر چه از بیان شیوا و لطافت شعری برخوردار است اما بسان تک-بیت های شاعران سبک هندی (همچون بیدل و صائب) مضمون¬تراشی و نازک¬خیالی پیچیده ندارد، بلکه در این اشعار، وقوع گویی همراه با شیرینی و سادگی، وجه برتر را دارد. برای آشنایی بیشتر با سبک وقوع، و هم برای لذت بردن از چند شعر ناب، تک بیت هایی از هلالی جغتایی را می¬آوریم:

گریه ای کردم و از گریه دلم تسکین یافت
آه اگر گریه نمی بود چه میکردم؟ آه!

در بهار، از نکهت گل، بوی وصلت یافتم
وه! که می آید خزان و می¬دهد یاد از فراق

جفا که با من دل خسته میکنی سهلست
غرض وفاست که با مردم دگر نکنی

ناصح زبان گشاد که تسکین دهد مرا
نام تو برد و موجب صد اضطراب شد

تا رقیبان را نبینم خوشدل از غمهای خویش
از تو بینم جور و با خود مهربان گویم تو را

آن روز که تعلیم تو میکرد معلم
بر لوح تو ننوشت مگر حرف وفا را؟
پیش تو سخن گفتن و دشنام شنیدن
هیچم به ازین نیست اثر حرف دعا را

و در پایان این قسمت، نمونهای از یک غزل سبک وقوع از هلالی جغتایی:

هر روز در کویش روم پیدا کنم یار دگر
او را بهانه سازم و آنجا روم بار دگر
کارم همین عشق است و من حیران کار خویشتن
ای کاش بودی هم مرا جز عاشقی کار دگر
بیرون مرو جولان کن وز ناز قصد جان مکن
انگار مُرد از هر طرف، صد عاشق زار دگر
گر داشت روزی پیش ازین، بازار یوسف رونقی
دارد متاع حسن تو امروز بازاری دگر
غیر از هلالی، ماه من، داری وفاداران بسی
اما نداری همچو او یار وفادار دگر

بخش دوم: فیلم سبک وقوع
سینمای ایران در دهه های مختلف از چهل و پنجاه تا هفتاد و هشتاد، سبکهای گوناگونی را تجربه کرده است. در مقام مقایسه میتوان برخی از فیلمها را در تناظر با برخی سبک¬های شعری قرار داد (برای نمونه، فیلم گبّه متناظر با سبک هندی است). به نظر می¬رسد دو فیلم برجستۀ فرهادی: چهارشنبه سوری و در بارۀ الی، هر دو فیلمهایی هستند در تناظر با سبک وقوع. در هیچ یک از این فیلمها، کارگردان (و البته، نویسندۀ فیلمنامه) یک داستان خاص را محور قرار نمیدهد، بلکه برشی / بخشی از زندگی روزمرّه را با همۀ زیبایی ها و نازیبایی هایش به تصویر میکشد و آنچه را که اتفاق افتاده و می¬افتد بیان می¬کند. همان طور كه شاعر سبک وقوع خود را پابند و درگیر صنایع لفظی و معنوی نمی¬کند، در ابن فيلم¬ها كارگردان خود را و تماشاگر را درگیر رنگ¬ها و ترفندهای سینمایی نمیکند. این فیلم¬ها، قهرمان ندارند، همچنان که اشعار سبک وقوع، قهرمان ندارند. این در حالی است که در غزلیات مولوی، محور (و با مسامحه: قهرمان) شمس است، در اشعار فردوسی، داستان داریم و محور داستان¬ها پهلوانان و/یا پادشاهان هستند، در غزلیات حافظ توجه و تاکید بر افرادی/ چهره هایی محوری مانند پیر و رند و ... است، اشعار نظامی اساسا داستان¬های تغزلی است و هر داستان یک یا چند شخصیت محوری دارد، در قصاید سبک خراسانی، پادشاه یا هر ممدوح دیگر محور تشبیب است، در اشعار سبک نو/ نیمایی، جامعه یا مردم یا آزادی یا اسطوره ها محور هستند. اما بر خلاف همۀ این سبک¬ها در اشعار سبک وقوع چنین نیست. یعنی در این اشعار، قهرمان / پهلوان / پادشاه / ممدوح / پیر / شخصیت باستانی / شخصیت دینی / شخصیت اسطوره ای نداریم. در فيلم-هاي سبك وقوع نيز چنين است: بازیگران افراد عادی هستند، و روابط روابطی عادی، انسانی و معمولی است. ممکن است گفته شود که در در بارۀ الی، الی محور و شخصیت اصلی فیلم است. این درست. ولی این محوریت با محور بودن شخصیت¬ها در فیلمهای دیگر تفاوت، تفاوتی اساسی، دارد. الی هیچ وجه برتر / متمایز / برجسته نسبت به دیگران ندارد. نه از لحاظ سابقه، نه از نظر فیزیک بدن، نه از لحاظ زیبایی، نه از لحاظ تحصیلات، نه از نظر هنری، نه از نظر خانوادگی. او یک دختر معمولی است، کاملا معمولی. لذا، اگر چه الی شخصیت اول فیلم است، اما به لحاظ اصطلاحات متداول سینمایی و عرفی، او یک شخصیت / کاراکتر محوری (به معنیِ یک فرد برجسته و متمایز) نیست.

در شعر سبک وقوع آنچه رخ داده است بیان میشود: اگر خوب است اگر بد، گاهی توام با افسوس و ناامیدی و گاهی همراه با امیدواري، گاه با ستایش، گاه با نفرت، زمانی با اظهار رنج و زمانی با اظهار لذت، گاه با شور و عشق و زمانی دیگر همراه با ... . دقیقا آن¬گونه که در زندگی روزمره رخ می¬دهد.
در فیلم¬های سبک وقوع نیز چنین است، از جمله در در بارۀ الی6. در این فیلم وقایع / رویدادها همان¬گونه که رخ می¬دهند به تصویر کشیده می¬شوند. و نیز (و به ویژه) همۀ رویدادها / رفتارها، رویدادها / رفتارهایی عادی، رایج و پذیرفتنی هستند. رویدادها / رفتارهایی که همۀ ما در زندگی روزمره در آن ها غوطه وریم: سفر خانوادگی با هیجانات متداول و در عین حال با کمال سادگی. مسافران، افرادی عادی و معمولی. صحبتها: ساده و به دور از گفت¬وگوهای کلیشه ای. حساسیتها و کنجکاوی¬ها: همان گونه که رایج است. خورد و خوراک: معمولی و مانند بيشتر مسافرتهای دست-جمعی و خانوادگی. لباسها و پوششها: ساده و به دور از تجمل.
انسانهای این فیلم نيز شخصیتهای خاص و بی عیب (آرمانی) یا پر عیب (شخصیت منفی) نیستند. شخصیتهايی انسانی هستند. گاهی پرخاشجو می شوند. گاهی به یکدیگر بدگمان اند. گاهی با هم دعوا میکنند. زمانی با هم شاد هستند. گاهی هم از یکدیگر دلخور می شوند. بعضی اوقات تنهایی می گزینند و بعضی اوقات بودن در جمع را می پسندند. گاه به دنبال منفعت شخصي هستند و گاهی منفعت جمعي را ترجيح می¬دهند. آنها شیطنتهای معمول را دارند اما شیطانی نیستند. کوتاه آنکه، هم افراد / شخصیتها، هم رویدادها / وقایع، هم گفت وگوها / دیالوگها، و همچنین موارد دیگر مانند طراحی لباس و طراحی صحنه، همگی در سبک وقوع هستند.
حتی هر سه آهنگی / تصنیفی که به بهانه های مختلف پخش / خوانده می¬شوند وقوعی¬اند:
ای مه من ای بت چین ای صنم، لاله رخا زهره جبین ای صنم، ... من ز تو دوری نتوانـم، وز تو صبوری نتوانـم ...
دیــدمت، آهسته بگزیــدمت ...
عــاشقم، عــاشقی بــی¬قرارم ...

و چنین است که در در بارۀ الی (همانند سایر فیلم های سبک وقوع)، کشش داستانی (البته بدون پیچیدگی یا تعلیق)، جذابیت (بدون ترفندهای سینمایی) و ارتباط با مخاطب (بدون دیالوگ¬های خسته کننده / ...) میسر شده است.

قسمت دوم: ابهام
آنچه در قسمت اول گفته شد، نیمی از ماجرا بود. نیم دیگر ماجرا به این نکتۀ کلیدی باز میگردد که در شعر سبک وقوع، ابهام جایگاهی ندارد، اما در فیلم در بارۀ الی، وقایع و به ویژه واقعۀ اصلی در محیطی ابهام آلود (در يك فضاي نايقيني و عدم قطعيت) رخ میدهد.

و اینک تفصیل این نیم دیگر.

در شعر سبک وقوع، ابهام/ عدم قطعیت نداریم. هر چه هست گفته می¬شود و هر چه گفته می¬شود اتفاق افتاده است. چراها معلوم اند، علت¬ها / دلیل¬ها آشکارند و چگونگی ها واضح اند. اما در بارۀ الی، که یک واقعه¬گویی است، روی دیگری هم دارد که همان ابهام است. و بهتر بگویم: غوطه ور شدن تدریجی فیلم در ابهام. حتی نام فیلم ابهام دارد. براستی نام واقعی / کامل الی چیست؟ الهام، الناز، الهه، المیرا، الينا؟ (و فرهادی، اصراری هم بر آشکارسازی نام کامل الی ندارد. گویی که نام چندان مهم نیست. هر نامی می¬تواند باشد، و در نتیجه هر کسی میتواند الی باشد.)
ابهام در فیلم از همان ابتدا آغاز می¬شود: حرکت در تونل روشن و تاریک. يك فضای مبهم. در جای جای فیلم نیز ابهام موج میزند. مثلا، در گفتگویی، در بارۀ صحبت تلفني سپیده از تهران با صاحب ویلا، می شنویـم که سپیده میگوید: "پشت تلفن، قطعی نگفتی که مهمان¬هاي دیگری هم برای ویلا می آیند."

موضوع ابهام در فیلم از زاویه های مختلفی قابل بحث است. من در اینجا می¬خواهم با چشم پوشی از ابهام¬های حاشیه ای و جزیی (که به نمونه هایی در بالا اشاره کردم) بحث را بر ابهام در مورد واقعۀ اصلی یعنی غرق شدن الی، و هم چنین موضوع همراه شدن الی با جمع برای سفر به شمال متمرکز کنم. در این باره به سه مساله می¬پردازم: چیستی، چرایی، و چگونگیِ ابهام.

چیستی و چراییِ ابهام: چیستی و چرایی، در بحث حاضر، در هم تنیده اند و لذا باید یکباره و یکپارچه در مورد آنها صحبت کرد. پرسشهای بنیادین در باب چیستی و چراییِ ابهام اینها هستند: این ابهام چیست؟ چه نسبتی با واقع / واقعیت دارد؟ چه وجهی (از لحاظ خوب بودن و بد بودن) دارد؟
در پاسخ به چیستیِ ابهام باید گفت: این ابهام عین زندگی است. همان گونه که عین وقوع است. ابهام در در بارۀ الی همان ابهامی است که زندگی در آن شناور است و زندگی نیز چیزی نیست جز واقعیتِ در پیش رو. به سخن دیگر: ابهام، وقوع / واقعیت، و زندگی، سه موضوع / ساحتِ در هم تنیده هستند. بنا بر این، پاسخ این پرسش که این ابهام چیست؟ این است که این ابهام همان زندگی است. و پاسخ این پرسش که این ابهام چه نسبتی با واقع / واقعیت دارد؟ این است که این ابهام همان واقعیت است. و پاسخ این پرسش که این ابهام خوب است یا بد؟ این است که چنین پرسشی اساسا منتفی است. چرا که اساسا بحث در خوبی و/یا بدی نیست. بحث این است که زندگی این است. زندگی اینگونه است. زندگی (که خود، آلوده / آغشته به تقدیر است)، سراسر، آلوده / آغشته به ابهام است.
چگونگیِ ابهام: ابهام فیلم / ابهام در فیلم، وجهی دیگر نیز دارد: چگونگیِ ابهام. چگونگیِ ابهام با چگونگیِ وقوع پیوند خورده است / یکی شده است. دوباره یادآور میشوم که دو موضوع / واقعه، تم اصلی فیلم را تشکیل می¬دهند: موضوع آمدن الی به شمال، و موضوع غرق شدن الی. هر دو موضوع در هاله¬ای از ابهام قرار دارند. این دو موضوع، و ابهامِ مندرج در (/ آمیخته با) آنها، را میتوان با طرح و پیگیری و پاسخ دهی به دو پرسش اصلی بررسی کرد. در این باره دو پرسش اصلی اینها هستند:
آیا الی در موضوع آمدنش به شمال مقصر است؟
آیا در غرق شدن الی، چه کسی مقصر است؟
توالی وقوع را کنار می¬گذاریم و با یک جابجایی زمانی، ابتدا به پرسش¬ دوم می¬پردازیم. واقعاً چه کسی در غرق شدن الی مقصر است؟ (در باره احتمال خودکشی الی نیز اشاره¬ای خواهیم کرد.) هنر فرهادی در پاسخ به این پرسش بیشتر آشکار می¬شود. فرهادی می¬توانست به روال متداول، یعنی به روال غیر سبک وقوع، از ابتدا یک نفر خاص را مقصر جلوه دهد، و فیلم را بدین منوال پیش ببرد. یا این که میتوانست یک نفر را مقصر بداند و تماشاچی را در تعلیق فرو برد و دقایق آخر راز بگشاید و مقصر را بشناساند. در هر صورت، باز هم به روال غیر سبک وقوع، میتوانست پس از شناساندن یک فرد (/ افرادی) به عنوان مقصر، فیلم را به نوعی مانند دستگیری و مجازات وی یا فرار وی یا پشیمانی او و بخشش صاحبان دم یا مکافات شدن وی بر اثر یک حادثه یا ... به پایان ببرد. ولی فرهادی این-گونه عمل نکرده است. چرا که داستان زندگی اینگونه نیست. میخواهم بگویم داستان زندگی به این شفافیت و وضوح نیست که در هر کاری/ حادثهای/ رخدادی یک نفر مقصر / خطاکار / گناهکار داشته باشیم و جمعی بیگناه (دست کم، غالبا این¬گونه نیست). در زندگی مقصر نداریم، وقوع داریم و ابهام داریم.
به سخن دیگر، زندگی پیچیده تر از آن است که وقایع آن را به یک نفر منسوب کنیم و در هر مورد (شکست/ پیروزی، خوشی/ ناخوشی، خوش گذشتن/ بد گذشتن، ...) (که خودِ این¬ها نیز مفاهیمی نادقیق و مبهم هستند) آن واقعه را بر عهده یک نفر بگذاریم یا ناشی از یک نفر بدانیم. چندین (بسا که ده ها و صدها) عامل در حال و گذشته (و آینده؟8) موثر هستند تا یک حادثه رخ دهد (و به طور معادل هزاران حادثه رخ ندهد). به قول ساراماگو: ما از میان هزاران پیشامدی که به استقبال ما می-آیند، فقط اولی را میتوانیم ببینیم7.
داستان / ماجرا در در بارۀ الی همین¬گونه است. چه کسی در غرق شدن (غرق کردن؟) الی مقصر است / بوده است / (خواهد بود؟8)
میتوان گفت: خود الی، چرا که (احتمالا) ناشیانه تن به آب زده است (نمیدانیم شنا میدانسته یا نه (ابهامی دیگر)) تا آرش را نجات دهد.
میتوان گفت: شهره مقصر است که خود و دوستش برای ... (هر کاری) به شهر می¬روند و کودک را در حال بازی در ساحل دریا به امید دیگران رها می¬کنند.
می¬توان گفت: نازی مقصر است که در حالی که شهره نگهداری از آرش را به او سپرده است، پس از لحظاتی از رفتن شهره و سپیده، این کار را به الی میسپارد و خود به داخل ساختمان ویلا باز میگردد.
میتوان گفت: پیمان (پدر آرش) مقصر است که آگاه است که همسرش به شهر رفته ولی توجهی به مواظبت از آرش نمیکند. دوست دارم این نکته / حکم را کلی تر بگویم / باز بگویم:
می توان گفت: پدر (در اینجا: پیمان، پدر آرش) مقصر است که در گذران شتابناک زندگی غوطه ور است (در اینجا: بازی هیجان انگیز والیبال در ساحل دریا) و توجهی به رفتار و کردار فرزندش (در اینجا: آرش) نمی¬کند تا جایی که این فرزند تا آستانۀ غرق شدن (در اینجا: غرق شدن در آب) پیش میرود.
آیا همۀ دیگران مقصرند که با صحبتها و گوشه-کنایه¬هایشان، که در طول یک راه و یک شب و یک صبح گفته¬اند، باعث دریایی شدن چشمان الی و تحریک الی برای (برای هر کار (ناخوشایندی؟)، چه خودکشی در آب و چه رها کردن جمع دوستان) شده اند؟
و جالب این است (و این نیز هنر فرهادی است) که فرهادی تلاشی در پاسخ به این پرسش که مقصر کیست ندارد، و گویی این پرسش را موجّه نمیداند یا اصلا چنین پرسشی را نمیشنود. فرهادی سعی در باز کردن این گره ندارد. بسا که گرهی در کار نیست. اساسا در یک زندگی عادی (عمدتا ناشی از تقدیر؟) گره وجود ندارد. در فیلم، هیچ کس دنبال مقصر نیست، اگر هم چیزی از زبان کسی در نکوهش دیگری میشنویم، همان چیزهایی است که پس از هر واقعه¬ای در زندگی روزانه میشنویم. گویی مجموعۀ مقصرها / افراد مقصر، در یک توالی دور و تسلسل گرفتارند / درهم تنیده اند و نمیتوان از این کلاف پیچیدۀ علت و معلولها / رفتارها و پیامدها، نتیجه ای قطعی در نکوهش یکی و / یا تبرئۀ دیگری گرفت. ... و زندگی چنین است: وقوع و ابهام، ... وقــوع در ابــهـام.

پرسش دیگر این است که آیا الی در آمدنش به شمال مقصر است؟
آیا الی مقصر است که به یک خواستگار که دو سه سال است او را میطلبد نگفته است که قرار است به شمال برود برای عرضه شدن در دید و توجه یک جوان/ احتمالا خواستگار دیگر؟
آیا مقصر سپیده است که او را تشویق به آمدن کرده، با اینکه میداند که الی نامزد دارد و هنوز با نامزدش کار را یکسره نکرده است؟
آیا امیر (شوهر سپیده) مقصر است که بدون بررسی کامل (حتی ناقص) پیشینۀ الی پذیرفته بوده که الی با آنها همسفر شود. (اگر بخواهیم می¬توانیم در مقصر دانستن سپیده و امیر یک لایه به عقب نیز برگردیم: آیا سپیده و امیر مقصر نیستند که از معلم مهد کودک فرزند خود هیچ اطلاعی ندارند؟ حتی نام خانوادگی او را نمیدانند؟ (بگذریم از اطلاعات اندکی که سپیده، احتمالا از روی کنجکاوی، در بارۀ نامزد الی میداند.))
آیا همۀ دیگران مقصرند که پذیرفته اند که الی با آنها بیاید، بدون آنکه شناختی هر چند اندک از او داشته باشند؟ اساسا آیا برای همسفر شدن/ بودن/ پذیرفتن باید پرس و جو کرد؟ اگر آری چرا و چقدر؟ گیریم برخی چیزی در باره الی میدانستند، آیا باید همسفر شدن او را نمی¬پذیرفتند؟ (چنانچه از زبان برخي افراد در بخشی از فیلم ميشنويم.)
شاید الی خودکشی کرده باشد (ناشي از نوعي احساس بيهودگي / درماندگي 9). شاید (این، خود ابهامی دیگر). ما، به اجمال و به طور مبهم، میدانیم که الی از نامزدش راضی نیست و تلاش برای قطع رابطه داشته است. از سویی همراهی با فرد جدید نیز چندان هموار آغاز نشده است و ادامۀ راه نیز هموار نمی نماید و در هاله ای از ابهام قرار دارد. گویی زبان حال او، تحت فرضیۀ خودکشی، و خطاب به امیر (و شاید خطاب به سپیده / و بسا خطاب به خواستگارش / نامزدش)، این سرودۀ آنا پریسمانووا شاعر معاصر روسی است ‌‍[2]:
دور است که یاری دهی به زیستن،
لیک مرگ را آسان میکنی.

سخن پیش از پایان: کار فرهادی از یک دیدگاه ژرفتر / فراتر / دیگرگونه تر، پرداختن به مرگ است. در بارۀ الی، در عین حال که در بارۀ زندگی است / هم از آن روی که در بارۀ زندگی است، در بارۀ مرگ است10. و چه پدیده / حادثه / موضوعی در جهان است که واقعی تر و در عین حال مبهم تر و رازآلوده تر از پدیده / حادثه / موضوع مرگ باشد. پیشتر گفتم که زندگی وقوع است و ابهام. و اکنون می¬گویم مرگ نیز وقوع است و ابهام. مـرگ نـیـز وقــوع اسـت و ابــهـام. بلکه مرگ وقوع تر است و ابهام تر.
و لذا: در بارۀ الی، وقوع است و وقوع تر و ابهام است و ابهام تر.

سخن پایانی: آنچه فرهادی انجام داده است عبارت است از بیان واقعیت. و من میخواهم اضافه کنم (/ تصحیح کنم) که آنچه فرهادی انجام داده است عبارت است از بیان آنچه درک واقعیت توسط دیگران است. و باز می خواهم چیزی بیفزایم (/ تصحیح کنم): آنچه فرهادی انجام داده است عبارت است از درک خودش از آنچه (به زعم فرهادی) درک دیگران از آنچه (به زعم دیگران) واقعیت است.
و بسا که باید چیز دیگری هم افزود: آنچه ما از فیلم برداشت میکنیم، درک ما است از آنچه فرهادی انجام داده است، که آن عبارت است از درک خودش از آنچه (به زعم وی) درک دیگران از آنچه (به زعم دیگران) واقعیت است.
... تا خود، حقیقت چیست و آن کجاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 13:57  توسط پریناز | 
مسعود زریبافان معاون رییس جمهور و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران به همراه جواد شمقدری، معاون سینمایی رییس جمهور  از پشت صحنه سریال«شوق پرواز» ویژه زندگی نامه سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی بازدید و با دستندرکاران و عوامل این سریال دیدار و گفتگو کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت 18:54  توسط پریناز | 

«سیاوش اسعدی» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سینمایی فارس در این باره گفت: قصد دارم این فیلم سینمایی را در اردیبهشت ماه سال آینده در شمال ایران کلید بزنم.
وی افزود: فیلمنامه این اثر را با همکاری دو فیلمنامه‌نویس دیگر نوشته‌ام که موضوع اجتماعی دارد و فیلمی خیابانی محسوب می‌شود.
کارگردان «حوالی اتوبان»، گفت: این فیلم که تماما در شمال ایران فیلمبرداری می‌شود، داستان سه دوست قدیمی است که با ورود ناخواسته به ماجرایی، دستخوش بحران می‌شوند.
اسعدی به فارس گفت: به زودی تقاضای پروانه ساخت را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه می‌کنیم.  
 این کارگردان از حضور «شهاب حسینی» در این پروژه خبر داد و گفت: صحبت‌های اولیه برای حضور شهاب حسینی در این فیلم شده

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 23:41  توسط پریناز | 

واحد مرکزی خبر، مهر: حامد ثابت محمدی ساخت موسیقی فیلم سینمایی "پرسه در مه" به کارگردانی بهرام توکلی را آغاز کرد. توکلی در این ‌باره گفت: تدوین فیلم سینمایی "پرسه در مه" به پایان رسیده است و صداگذاری توسط فرامرز ابوالصدق همچنان ادامه دارد، حامد ثابت‌محمدی ساخت موسیقی فیلم را آغاز کرده است. در خلاصه داستان فیلم آمده است: جوانی 30 ساله در پی نوشتن یک قطعه موسیقی که آرمان زندگی او به حساب می‌آید، به دلیل مشکلات زندگی به جایی می‌رسد که تعادل روحی خود را از دست می‌دهد. لیلا حاتمی، شهاب حسینی و احمد ساعتچیان بازیگران این فیلم هستند. عوامل تولید عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حمید خضوعی ابیانه، صدابردار: مهدی صالح‌کرمانی، طراح صحنه و لباس: بابک کریمی، طراح گریم: سعید ملکان، مجری طرح: جواد قلیزاده، مدیر تولید: پیمان شیر‌خانی، تهیه‌کننده: جواد نوروزبیگی با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/24ساعت 15:26  توسط پریناز | 


سینمای ما- سهیل سراییان: امروز چهارشنبه 18 آذر 1388 و مصادف با مراسم نقد و بررسی فیلم درباره الی در دانشگاه علامه طباطبایی است. از صبح زود باران می بارد و من مجبور هستم که محیط گرم خانه را ترک کنم و به خیابان ها بیایم.امروز هم رانندگان تاکسی مسافر کشی نمی کنند و باید زیر باران قدم بزنم تا خیس شوم. به خیابان توانیر و دانشکده مدیریت و حسابداری علامه طباطبایی میرسم و هنوز مشغول خیس شدن هستم تا اینکه به دستور مقامات وارد سالن می شوم و کارت مخصوص به خودم را دریافت میکنم . کار من امروز گزارش نویسی لحظه به لحظه مراسم نقد و بررسی درباره الی است. اما از درباره الی جذاب تر عوامل پشت صحنه مراسم هستند که همگی مشغول دویدن و انجام هماهنگی های لازم هستند. و اما به دبیر کانون فیلم و عکس می رسیم که خانم احمدی هستند .او با چهره ای جدی و با استرس بالا مشغول کار کردن است اما بعضی مواقع همکارانشان با پرسیدن سوال های بد موقع باعث عصبانی شدن ایشان می شوند و خدا به دادشان برسد. در همین موقع است که من و دوستم توسط خانم احمدی به گرمی پذیرایی می شویم و یک عدد بیسکوییت ساقه طلایی دریافت می کنیم و به ناکجا آباد شکممان می رسانیم. من کاملا لوازم و کاغذهایم را آماده می کنم و به گوشه ای می نشینم و با عکاس مراسم برای هماهنگی عکس ها و متن صحبت می کنم. همین موقع است که دوستان خوب سن ایچ وارد می شوند و به همراه خود آبمیوه های پالپ دار می آورند و غرفه ی کوچک خود را در گوشه ی سمت راست سالن البته کمی متمایل به مرکز دایر می کنند و لیوان ها و بقیه لوازم خود را روی میز می چینند.
بلیط های مراسم تمام شده است و یکی از دوستان عکاس مقداری بلیط دارد زمزمه ی بازار سیاه است که خانم احمدی میرسد و با نگاهی خشمناک دوست عکاسمان را به راه راست هدایت می کند و عکاس بلیط ها را به همان قیمت 10000 ریال به فروش می رساند . ساعت 05/ 12 دقیقه دانشجویان تحت شرایط سخت امنیتی از مسئولین بررسی بلیط می گذرند. و وارد سالن می شوند و جنگ بر سر دو ردیف اول که عوامل اجرایی سالن با آن ها به گرمی آبمیوه های سن ایچ بر خورد می کنند و آن ها هم از ردیف سه به بعد می نشینند. در زمانی که دانشجویان وارد سالن می شوند بروشور ها و نشریه کانون بین آن ها پخش می شود(البته به قیمت 300تومان) در همین لحضه متوجه می شوم که قرار است خبرگزاری ها و مطبوعات هم بیایند و از مراسم گزارش تهیه کنند. البته کمی احساس نگرانی برای آینده کاری خود در نشریه می کنم که من باید در کنار این همه خبرنگار چه بنویسم؟ مهم نیست یه کاریش می کنم. فعلا ورود دانشجویان خیلی جذاب است و این استقبال خوب قشر دانشگاهی مرا به وجد می آورد و یک لیوان دیگر هم سن ایچ میل میکنم.

خوب این گونه که دوستان خوب اتاق فرمان خبر می رسانند برنامه این گونه که به خدمتتان می رسانم برنامه ریزی شده است: ابتدا پخش فیلم از ساعت 30/12تا 30/14 بعد پذیرایی؛سخنرانی دبیر کانون و نقد و تحلیل فیلم.

و چه اتفاق عجیبی رخ می دهد بالاخره در جایی هم دیدیم مراسم راس ساعت شروع شود و در همین لحظه است که فیلم پخش می شود ، ولی هنوز صدای زمزمه شنیده می شود . یکی از مسئولین اجرایی سالن بدنبال چراغ قوه می گردد و به آن آقایی که خدمتکار سالن است می گوید: چراغ قوه داری؟ او می گوید : نه ، مسئول اجرایی می پرسد؟ سال پیش که داشتید. آن آقا می گوید : اون سال پیش بود ، الان نداریم.در طول نمایش فیلم مسئولین برگزاری در جست و جوی هماهنگی ها و بقیه کار ها بودند.

ساعت 25/14 فیلم به اتمام می رسد و درباره الی در بین تشویق های گرم دانشجویان محو می شود ، خیلی از دانشجویان هم در طول پخش فیلم و احتمالا تا آخر مراسم باید سر پا بایستند . و آن دو ردیف جلویی سالن هم در همین لحظه پر می شود. مسئولین به روی سن می روند و آن جا را برای ادامه مراسم آماده می کنند . در همین موقع که من برای شما زنده گزارش می کنم راس ساعت 35/14 دقیقه اصغر فرهادی با همون شکل و شمایل همیشگی به همراه پیمان معادی و نیما حسنی نسب وارد سالن می شوند و فقط صدای تشویق ها به گوشم می رسد . از یکی از مسئولین نشریه ی کانون فیلم و عکس درباره سوال پیامک(اس ام اس سابق) سوال پرسیدم که نتایج تا الان چگونه بوده؟ ، که نتایج را آخر برنامه به اطلاعتان می رسانم . به سراغ آقای حسنی نسب منتقد خوب سینما می روم و چند سوال از ایشان برای خودم می پرسم و نیما حسنی نسب هم مرا به خوبی راهنمایی می کند و بعد به سراغ کارم میروم. الان ساعت 45/14 دقیقه است که دبیر کانون به روی سن می رود و شروع به تشکر کردن از انواع و اقسام همکارانشان می کند و تشکر اختصاصی از اصغر فرهادی که در مراسم امروز شرکت کرده است.الان وضعیت جغرافیایی من اینگونه که ماهواره ها نشان می دهند کنار دیوار است ، با دعوت مجری مراسم آقایان فرهادی ، معادی و حسنی نسب به روی سن میروند و سر جای خود مستقر می شوند ، من هم رفتم و جای آقای فرهادی در ردیف اول نشستم. و الان آماده نگارش مراسم هستم .

اصغر فرهادی در ابتدا می گوید: واقعا تصور همچنین سالن بزرگی و این استقبال را نمی کردم و از این موضوع خیلی خوشحالم . نوبت به پیمان معادی می رسد و او هم از این استقبال بسیار خوشحال است و نیما حسنی نسب هم می گوید برای دومین بار است که کنار اصغر فرهادی برای نقد درباره الی آمده است و چون در روزهای اکران فیلم به دلیل شرایط جامعه دل و دماغ نوشتن نقد درباره فیلم را نداشته، از این امر بسیار خوشحال است.
جلسه نقد و بررسی با سوالات دانشجویان آغاز می شود . سوال ابتدایی مراسم که یکی از دانشجویان پرسیده است این است که: شهاب کو؟ (شهاب حسینی) پیمان معادی در جواب می گوید : شهاب سر ضبط یک فیلم در قزوین است.

سوال دانشجوی دیگر این است که :صندوق صدقه ی اول فیلم چه پیامی دارد؟ فرهادی در جواب می گوید: کلمه پیام در جلسات دیگری هم مطرح شده بود ، در سینمای مدرن امروز فیلم به خودش اجازه ی دادن پیام به مخاطب را نمی دهد ، فرهادی می گوید که سوال باید اینگونه طرح می شد که : چرا صندوق صدقه باید نمایش داده می شد؟ و در ادامه می گوید : صندوق صدقه نماد رفع خطر و در اصل خطری است که از ابتدای فیلم در ذهن مخاطب جریان دارد . اصغر فرهادی معتقد است که من هر چقدر فیلم را بیشتر توضیح دهم شما کمتر از فیلم لذت می برید . سوال بعدی این است که آیا موضوع فیلم دروغ بود ؟ فرهادی می گوید بگذارید این سوال را آقای حسنی نسب جواب بدهد.

نیما حسنی نسب می گوید: مطرح کردن یک موضوع تخفیف دادن به کیفیت فیلم است ، و فرهادی در همین لحظه می گوید که اگر یک موضوع برای فیلم تعریف شود ، آن فیلم فاقد ابتکار و خلاقیت است و با به کار بردن یک موضوع نمی شود قضاوت کرد، نیما حسنی نسب در همین لحظه می گوید: نکته ی جذاب درباره ی الی این است که خیلی محکم در برابر هر قضاوتی می ایستد . در همین موقع دانشجویان شروع به تشویق می کنند و کمی محیط سالن عوض می شود .

از پیمان معادی درباره ی فیلمنامه سوال می شود که اگر شما می نوشتید چگونه می شد؟ پیمان می گوید که اگر من می نوشتم دیگر این همه دانشجو این جا نبود و این همه جایزه و . . . در کار نبود. او معتقد است که فرهادی به خاطر وسواسی که به خرج می دهد به این اندازه در کارهایش موفق است. در ضمن پیمان معادی متولد نییورک است و البته می گوید در همان بچگی به ایران بازگشته است . قرار گیری فیلم درباره الی در بین 10 فیلم برتر تاریخ سینمای ایران که حسنی نسب معتقد است این فیلم یک استثنا است که به این زودی در این لیست قرار گرفته است و می گوید حالا حالا ها هم در این لیست می ماند .

از فرهادی درباره ی اسکار پرسیده می شود و او می گوید : با توجه به کارهای تبلیغاتی که باید انجام شود و هزینه های مختلفی که باید داده شود من امیدی به اسکار ندارم. اما نیما حسنی نسب بسیار امیدوار است به قرارگیری درباره ی الی در اسکار و می گوید اگر به اسکار نرفت من مسئولیتش را به عهده می گیرم . در همین لحظه است که دوستان خوب واحد انفورماتیک به اطلاع همه می رسانند که همین لحظه از طریق سایت "سینمای ما" خبردار شده‌اند که درباره الی کاندیای اولیه جایزه گلدن گلاب شده است که صدای تشویق ها بلند می شود ، اما آقای فرهادی هنوز قبول نمی کند و می گوید که این ها همه حدس و گمان است. حسنی‌نسب می‌گوید این هم از نتایج رسانه دیجیتال است. خودم این‌جا نشسته‌ام و خبر سایت خودم را این بالا می‌شنوم!

از پیمان معادی سوال می شود که راجع به بازی کردن در این فیلم توضیح دهد، او می گوید: آقای فرهادی با من تماس گرفت و از من خواست تا در این فیلم بازی کنم و من هم بی هیچ مکثی پذیرفتم . و آقای فرهادی به من گفت که پیمان شک نکن که تو می تونی. (زیرا پیمان معادی فیلنامه نویس بوده است).

نکته مهم و خاطره انگیز برای فرهادی مصادف بودن این فیلم با حوادث قبل و بعد از انتخابات است که فرهادی این پیوند را به فال نیک می گیرد. و نیما حسنی نسب می گوید: فیلم های خوب همیشه با یک زمان عالی پیوند خورده است . درباره ی جمله ی معروف " یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است" از فرهادی سوال می شود و او می گوید فکر نمی کردم که این جمله این قدر بزرگ شود که همه به این توجه کنند . و درباره ی اتفاقات عجیب و غریبی که برای این فیلم اتفاق افتاده است می گوید : فیلنامه این فیلم در ابتدا به نام مجهول الهویه بوده است و با همین نام هم مجوز گرفته است و در این باره به داستان دیدن سنگ قبری که رویش نوشته شده بود مجهول الهویه اشاره میکند و موسیقی پایانی فیلم که زمانی که اصغر فرهادی از بین آهنگ هایی که داشته است این قطعه را انتخاب می کند بعدا متوجه می شود که اسم آهنگ " ترانه ای برای الی " است که ساخته ی دست یک مرد آلمانی است. از نظر فرهادی معمای ناشناخته ی درباره ی الی این است که هرچقدر که به آخر فیلم می رسیم دانسته هایمان نسبت به الی کم می شود و با خود فکر می کنیم که اول فیلم از الی خیلی بیشتر می دانستیم.

پیمان معادی می گوید اصلا به بازی در نقش های دیگر فکر نمی کرده است و زوجش یعنی مریلا زارعی را بهترین گزینه برای خود می دانست . همچنین در ادامه معادی می گوید: یکی از دلایل موفقیت فیلم بازی یکسان بچه ها در کنار یکدیگر بوده است که همه به یک میزان نقش دارند. از دیدگاه فرهادی بازیگران خردسال هرچقدر بیشتر بدانند کار را خرابتر می کنند و از لجبازی های "آنیتا" بازیگر خردسال فیلم می گوید که هر کاری به او میگفتیم او خلاف آن را انجام می داد. و فرهادی می گوید من سکانس ها را با نقاشی به بچه ها یاد میدادم و به آن ها تفهیم می کردم.

از نیما حسنی نسب دربارهی سوال پیامک پرسیده می شود و نظر او را می خواهند، سوال پیامک این است که : " به نظر شما ستاره ی اصلی فیلم کدامیک از گزینه های زیر است: 1: کارگردان 2:فضای فیلم(لوکیشن) 3: بازیگران 4: تماشاگران . که او می گوید : از نظر من کارگردان است ولی واقعا تمام گزینه ها مهم هستند تا یک فیلم خوب از آب در بیاد. همچنین در ادامه نیما می گوید: مردم به خوبی فیلم را می فهمند و دیگر هیچ فرقی بین کسی در فیلم دیدن نیست و او معتقد است که درباره ی الی طبقه ی متوسط جامه را به تصویر می کشد و در کم تر فیلمی این طبقه نشان داده شده است. اصغر فرهادی درباره ی آینده ی کاری خود می گوید که من به زودی از درباره ی الی جدا می شوم و به کار جدیدی فکر می کنم و البته برای کار جدید اصلا عجله نمی کنم .

خوب در همین لحظه است که مجری نتایج نظر سنجی پیامک مسابقه را اعلام می کند که بیشترین گزینه " کارگردان" بوده است و در آخر مراسم جوایز برندگان به قید قرعه داده می شود.

آقای فرهادی در آخر از همه تشکر می کند و پیمان معادی هم تشکر می کند و آرزوی موفقیت برای دانشجویان و می گوید: شما خیلی باحالید دمتون گرم. و اقای حسنی نسب هم روزهای بهتری را برای همه آرزو می کند و از مسئولین تشکر می کند . و مسئولین کانون فیلم و عکس هم هدایایی را به رسم یادبود به این بزرگواران میدهند. و مراسم به پایان می رسد ، البته تازه کار این آقایان شروع می شود و به محظ این که از روی سن پایین می آیند مرحله ی مهم امضا گرفتن و عکس انداختن شروع می شود . من هم در بین این جمعیت در حال له شدن هستم و تمام عضلاتم به فریاد آمده اند.اما بالاخره نوبت به من هم می رسد و از طرف و برای نشریه ی کانون فیلم و عکس دانشگاه امضایی را از این آقایون بگیرم که در انجام این امر موفق می شوم. خوب تقریبا پس از گذشت 30 دقیقه این 3 عزیز از سالن خارج می شوند و من هم به دنبال آن ها تا حیاط دانشگاه میروم تا در مراسم بدرقه آن ها شرکت داشته باشم؛ تا اینکه آن ها سوار ماشین می شوند و از حیاط دانشگاه خارج می شوند. من هم وسایلم را جمع می کنم و از دانشگاه خارج می شوم، راستی هنوز باران می آید و هوا خیلی سرد است و فکر می کنم باید همان مسیری که پیاده آمده بودم را بازهم پیاده برگردم تا کاملا خیس شوم و البته همین طور که الان می بینم هنوز هم رانندگان تاکسی مسافر کشی نمی کنند.

و این هم امروز که بالاخره در ساعت 40/16 تمام شد.و روزی به یاد ماندنی شد. . . . .

گزیده حرف‌های اصغر فرهادی

- سعی کرده‌ام که خیلی سریع خود را از فیلم قبلی جدا کنم و به سمت فیلم بعدی بروم. فیلم سینمایی «درباره الی...» آخرین ساخته‌ سینمایی اصغر فرهادی در دانشکده مدیریت دانشگاه علامه به نمایش درآمد و پس از مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

- اتفاقی که در این چند ماه در جامعه و در مردم اطراف ما رخ داده اتفاقی ویژه و بزرگی بود. من در این ماهها با تصویری جدید و عمیق‌تر از پیش از مردم جامعه‌ام مواجه شدم و اکنون این تصویر جدید برای من چنان بزرگ و ستایش‌انگیز و قابل تامل است که منصفانه نمی‌بینم نوشتن درباره‌ی این جامعه و این مردم را با تصویر کهنه‌ی پیشین ادامه بدهم. صحبت‌ درباره‌ی این مردم با توجه به اتفاقات چند ماهه‌ی اخیر باید با تامل بیشتر و وسواس‌ بیشتر انجام گیرد. به همین دلیل سعی می‌کنم در کار بعدی به فراخور شناخت جدیدی که از مردم پیدا کردم خودم را با این تصویر جدید همسو کنم.

- در کنار شناخت ستایش‌انگیز از مردم که منجر به شور و شوقی برای خلق یک اثر می‌شود، اتفاقات و خبرهای تلخی که شاهد آن هستیم و جفایی که می‌شود غمی را بر دل می‌نشاند که گاهی انگیزه‌ی نوشتن و کار کردن را از نویسنده و فیلم‌ساز می‌گیرد اما باید هر چه زودتر این غم را کنار زد و اجازه نداد به ناامیدی منجر شود.

-  سینمای جدی امروز دنیا، کم‌کم به سمتی می‌رود که به خود اجازه نمی‌دهد پیامی به مخاطبش تحمیل کند. در واقع فیلم جدی و درخور این روزگار بیشتر از اینکه پاسخ به مخاطب تحویل دهد سوال ایجاد می‌کند. فیلم صورت مساله اصلی خود را با مخاطبش به مشورت می‌گذارد تا هر دو به کمک هم به سمت‌وسوی یافتن پاسخ بروند. در سینمای جدی امروز این تصور که فیلمی قرار است مطلبی با عنوان پیام را به مخاطب آموزش دهد تصور سخیف و غلطی محسوب می‌شود که در ذات خود توهین به تماشاگر و دست‌کم گرفتن شعور و قدرت تحلیل او را دارد که این توقع و تصور از سینما و مجموعا از هنر در فرهنگ ما نیازمند تصحیح است.
علاوه بر این من هرچه با خست بیشتری در این‌باره صحبت کنم به نفع مخاطب خواهد بود، چراکه بهتر است لذت کشف سئوالات مختلف پنهان در فیلم را از شما نگیرم، زمانی‌که سئوالی را که فیلم برای شما ایجاد کرده پاسخ می‌دهم درواقع دایره‌ی دریافت شما را محدود کرده‌ام.

- وقتی کلمه دروغ را به کار می‌بریم در آن نوعی قضاوت و اظهارنظر اخلاقی مستتر است.معمولا موضوع فیلم یکی دو کلمه‌ای است که‌ فاقد قضاوت است.علاوه بر این محدود کردن، موضوع فیلم به تنها یک کلمه به دنبال خود مغفول ماندن موضوعات دیگر و و وجوه دیگر فیلم را در پی دارد.

- صحبت‌کردن درباره این موضوع سخت است. در ایران از سر لطف امیدهای زیادی برای حضور موفق فیلم در اسکار ایجاد شده اما واقعیت این است که مسیر اسکار علاوه بر خود فیلم به چگونگی پخش فیلم در آمریکا و تبلیغات پیرامون فیلم بستگی زیادی دارد به همین دلیل واقع‌بینانه این است که این امید را پررنگ‌تر از این نکنیم.

- اکران نشدن فیلم یا علت اکران نشدن فیلم را باید از مسئولان آن دوران جویا شد. که البته آنها هیچ‌گاه مستقیم و شفاف در‌این‌باره پاسخ نداده‌اند و به روش همیشگی صورت مساله را به مسایلی غیرمرتبط ارتباط داده‌اند. این حاصل مدیریتی است که از سر ترس و احتیاط به جای کلاه، سر می‌آورد. با اینهمه می‌توان گفت که عداوت‌هایی که برای اکران این فیلم صورت گرفت در نهایت به نفع فیلم تمام شد. شاید این فیلم اگر در عید نوروز اکران می‌شد تماشاگر بیشتری پیدا می‌کرد و به لحاظ مالی این مساله برای سرمایه‌گذار بهتر بود اما نکته‌ای که برای من مهم و با ارزش است همزمانی اکران فیلم و وقایعی بود که در خیابان‌ها می‌گذشت. این همزمانی یکی از بهترین خاطرات کارنامه‌ی من برای همیشه خواهد بود. مردم بعد از خروج از سینما و تماشای فیلم آرام آرام بحث‌های حاصل از فیلم را با بحث‌های روز جامعه پیوند می‌زدند و این برایم تجربه‌ای شیرین بود.

- مشارکت اغلب افراد برای این فیلم فوق‌العاده بود. اگر کاری خوب می‌شود قطعا آن اثر محصول کار گروهی منسجم است این به معنای آن نیست که به هیچ‌ عنوان و مطلقا مشکلاتی نبوده اما قرار نیست که من به عنوان کارگردان بر سر مخاطب منت بگذارم و از سختی‌ها و مشکلات کار بگویم به هرحال سینما کار سختی است و ما حق نداریم که لذت تماشای فیلم را با بیان این موضوعات از تماشاگر بگیریم. در این فیلم بیشتر اعضاء گروه با وجود سلایق مختلف در یک نکته مشترک بودند و آن هم این‌که همه می‌خواستند بهترین کارشان را انجام داده باشند.تمرین‌های متعدد گروه قبل از فیلم‌برداری و صحبت‌هایی که اغلب روزها پس از فیلم‌برداری صورت می‌گرفت یکی از اتفاقات تاثیرگذاری بود که در زمان ساخت این فیلم رخ داد.

- هنگامی که شروع به نوشتن یک داستان می‌کنم هیچ‌گاه در ذهنم تفکیک جنسیتی انجام نمی‌دهم من شخصیت‌ها را به عنوان یک انسان نگاه می‌کنم و بر این باورم که تفکیک انسان‌ها به زن و مرد و طبقه‌بندی آن‌ها نوعی توهین در درون خود نهفته دارد. اما اگر اکنون به نظر شما این فیلم‌ها تا حدی زن‌محور بوده‌اند شاید دلیلش این باشد که داستان‌ها مرا ملزم می‌کردند. مثلا در «درباره الی...» و «دایره زنگی» نیاز به شخصیت ناشناخته‌ای و کمی رازآلود داشتیم که این رازآلودگی شاید در شخصیت زنان بیشتر قابل باور باشد.

- معمای این فیلم براساس شخصیت ناشناخته‌ای به نام «الی» شکل گرفته است. این شخصیت هنگامی که در دقایق ابتدایی فیلم دیده می‌شود تماشاگر احساس می‌کند که او را به طور کامل شناخته اما زمانی که این شخصیت از قصه بیرون می‌رود. مخاطب آرام آرام در می‌یابد که شناختش از الی اشتباه بوده هرچه فیلم به پایان نزدیک‌تر می‌شود تماشاگر بیشتر به باورهای نادرست خود پی می‌برد و احساس می‌کند که شخصیت الی را کمتر می‌شناخته است. در واقع «درباره ی الی...» برعکس اغلب فیلم‌ها عمل می‌کند چراکه در آ‌ن‌ها معمولا با گذشت زمان شخصیت‌ها برای مخاطب شناخته‌تر می‌شوند اما در این فیلم وضعیت کاملا متفاوتی حاکم است. و شخصیت رفته رفته ناشناخته‌تر و رازآمیزتر به نظر می‌آید.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 16:6  توسط پریناز | 
به گزارش خبرنگار مهر، ساخت موسیقی این فیلم توسط ستار اورکی به پایان رسیده و علیرضا علویان نیز بخش عمده صداگذاری را انجام داده است. به زودی کارهای لابراتوری فیلم انجام می‌شود. طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته این فیلم اواسط دی‌ماه آماده نمایش می‌شود.  

 
عزیزالله حمیدنژاد فیلم‌های سینمایی "شکوفه‌های سنگی"، "قله دنیا"، "ستارگان خاک" و "هور در آتش" را در کارنامه دارد. "آناهیتا" نیز توسط آنکه لیوکه نماینده جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برای حضور در این رویداد هفته گذشته دیده شده است.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/22ساعت 14:47  توسط پریناز | 

سینمای ما - فيلم‌سينمايي «درباره‌ الي» ساخته‌ي‌ «اصغر فرهادي» نامزد اوليه‌ جايزه‌ بهترين فيلم خارجي از جوايز گلدن گلوب آمريكا شد .برگزار‌كنندگان شصت‌وهفتمين دوره‌ جوايز فيلم گلدن گلوب روز گذشته فهرست اوليه نامزد جايزه‌ بهترين فيلم خارجي را اعلام كردند.دراين فهرست 69 فيلم از كشورهاي جهان انتخاب شده‌اند كه فيلم «درباره‌ الي» به كارگرداني «اصغر‌ فرهادي» تنها نماينده سينماي ايران است؛ درحاليكه برخي كشورها همچون اسپانيا و فرانسه چند نماينده دارند.

«درباره الي» كه نماينده سينماي ايران در هشتاد‌ودومين دوره‌ جوايز اسكار است، برنده خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني از جشنواره‌ برلين، برنده جايز‌ه‌ ويژه هيات‌داوران و جايزه بهترين فيلم‌نامه از سومين دوره‌ جوايز سينمايي آسياپاسيفيك، جايزه بهترين فيلم داستاني از جشنوار ترايبكا آمريكا، جايزه‌ ويژه‌ هيات داوران و جايزه منتخب تماشاگران از جشنواره‌ "ايشياتيكا" ايتاليا و... شده است.

در ميان نامزدهاي اوليه جايزه‌ گلدن گلوب آثار سرشناس و تحسين‌شده سينماي جهان به چشم مي‌خورند كه معروف‌ترين آنها عبارتند از: «ربان سفيد» برنده‌ نخل طلاي كن از آلمان؛ «سامسون و دليلا» برنده‌ دوربين طلاي كن از استراليا، «لبنان» برنده شيرطلاي ونيز، «باريا» ساخته‌ جوزپه تورنا توره(ايتاليا)؛ «آغوش‌هاي شكسته» ساخته‌ پدرو آلمادوار(اسپانيا)، «يك پيامبر» ساخته‌ ژاك‌ آئوديار(فرانسه)؛ «شهر مرگ و زندگي»(چين)؛ «مادر»(كره جنوبي)؛ «بدون تو نمي‌توانم زندگي كنم» (تايوان)؛ «جان ‌ريب» (آلمان)؛ «پيش‌خدمت» (شيلي)؛ «پليس، صفت»(روماني)؛ «نامه‌هايي به پدر ژاكوب»(فنلاند)؛ «من مادرم را كشتم» (كانادا)؛ «راز چشم‌هايش» (آرژانتين)؛ «بي‌نهايت خوشحال»(دانمارك)؛ «بلوك شماره 6»(روسيه)، «زمستان سال‌هاي جنگ»(هلند).

به گزارش اسكرين‌ديلي، پنج نامزد نهايي اين بخش روز 15 دسامبر ـ 24 آذر ماه ـ معرفي مي‌شوند و مراسم اعطاي جوايز گلدن گلوب روز 17 ژانويه سال آينده برگزار خواهد شد.

جوايز گلدن گلوب هرساله يكي از شاخص‌هاي اصلي درخشش فيلم‌ها در مراسم اسكار است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/18ساعت 14:44  توسط پریناز | 
سلام به همه دوستان گلم.این پست اختصاص داره به همه شما عزیزان.از شما میخوام که هر کدوم جمله ای رو که شایسته قدردانی از آقای حسینی عزیز هست بهشون تقدیم کنید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/16ساعت 19:13  توسط پریناز | 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در نظر دارد نشستی را به منظور نقد و بررسی فیلم «درباره‌ی الی» برگزار کند.


کیهان‌پناه، دبیر فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی کشاورزی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اعلام این خبر گفت: این نشست سه‌شنبه 17 آذر از ساعت 16:30 دقیقه با حضور اصغر فرهادی و چند تن از بازیگران این فیلم برگزار خواهد شد.


وی افزود: پخش فیلم از ساعت 16:30 تا 18:30 دقیقه خواهد بود و پس از آن اصغر فرهادی و یکی از بازیگران فیلم «درباره‌ی الی» سخنرانی خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 15:17  توسط پریناز | 
فرهنگ > سینما  - نسخه وی‌سی‌دی فیلم سینمای «درباره الی» به کارگرانی اصغر فرهادی در چهار روز یک میلیون نسخه فروش داشته است.

به گزارش خبرآنلاین، این فیلم از روز یکشنبه هفته جاری وارد شبکه نمایش خانگی شده و در مدت زمان کوتاهی به فروش بالایی دست پیدا کرده است. براساس اعلام دفتر موسسه دنیای تصویر هنر که مسئولیت عرضه این فیلم دارد، از فروش یک میلیون نسخه «درباره الی» در مدت زمان کوتاه ارائه آن خبر داد.

تیراژ کلی فیلم دو میلیون نسخه است که در هفته ابتدایی یک میلیون از آن مورد توجه قرار گرفته است. این فیلم در اکران عمومی به دلیل همزمانی نمایش با اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری، آنچنان که انتظار می رفت مورد توجه قرار نگرفت، هرچند که در هفته های پایانی نمایش، فروش فیلم رونق گرفت و در نهایت «درباره الی» با فروش یک میلیارد و صد میلیونی از پرده پایین آمد.

این فیلم که به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار هشتاد و دوم معرفی شده است، در جشنواره هایی همانند برلین، ترابیکا و جشنواره فیلم فجر جوایز متعددی دریافت کرده است و طی هفته گذشته در مراسم آسیاپاسیفیک هم جایزه بهترین فیلمنامه  را به دست آورد و اصغر فرهادی از این مراسم جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد.

امید می رود با توجه به میزان استقبال گسترده صورت گرفته از این فیلم در جشنواره های جهانی، فیلم فرهادی بتواند بار دیگر افتخاری برای سینمای ایران در مراسم اسکار به دست آورد.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/13ساعت 15:9  توسط پریناز | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اين وبلاگو به خاطر بازيگر مورد علاقه ام شهاب حسيني گل ساختم.به شدت به ايشون علاقه دارم و كارهاشونو دنبال ميكنم.

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
صد دل عاشق سينما
فقط شهاب حسيني
فتيله دنيا تعطيله
دوستت دارم
اولين وبلاگ طرفداران شهاب حسيني
ماييم و نواي بينوايي
پرستو(كلبه من)
داريوش مهرجويي
دو دوست
سارا (وبلاگ جیگرای من)
گیمر ها بیان تو
نقد فیلم و بازیگری در سینمای ایران
هواداران شهرام حقیقت دوست
سوپراستار سینمای ایران شهاب حسینی
کانون هواداران شیرازی نیوشا ضیغمی
ღ حامدبهداد ... لیندا کیانیღ
سینمای ایران با حمید
طرفداران سروش گودرزی
محیا و بازیگران
جدیدترین عکسهای رضا گلزار
گالری مد و فشن
سایت طرفداران شهاب حسینی
شهاب آسمان سینمای ایران
شهاب حسینی(هدیه)
احسان خواجه امیری
وبلاگ طرفداران شیلا خداداد
.....فقط بخون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM